الملا فتح الله الكاشاني

378

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نميكند * ( وَمِنْهُمْ مَنْ لا يُؤْمِنُ بِه ) * و از ايشان كس هست كه نميگرود به آن از فرط جهل و غايت نادانى * ( وَرَبُّكَ أَعْلَمُ ) * و پروردگار تو داناتر است * ( بِالْمُفْسِدِينَ ) * بتباه كاران يعنى معاندان كه مصرند بر تكذيب و گفته‌اند كه معنى آنست كه بعضى از قوم تو ايمان آرند به قرآن و از كفر توبه كنند و برخى آن باشند كه از اين سعادت محروم مانده و بر شقاوت كفر بميرند * ( وَإِنْ كَذَّبُوكَ ) * و اگر تكذيب كنند تو را يعنى بر آن اصرار نمايند و تو از جانب ايشان نااميد شوى * ( فَقُلْ ) * پس بگو ايشان را كه * ( لِي عَمَلِي ) * مرا است جزاى كردار من * ( وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ ) * و مر شما راست پاداش عمل شما * ( أَنْتُمْ بَرِيئُونَ ) * شما بيزاريد يعنى ذمهء شما بريست * ( مِمَّا أَعْمَلُ ) * از آنچه من ميكنم يعنى شما را به عمل من مؤاخذه نخواهند كرد * ( وَأَنَا بَرِيءٌ ) * و من بيزارم * ( مِمَّا تَعْمَلُونَ ) * از آنچه ميكنيد يعنى ماخوذ به عمل شما نخواهم شد نزد بعضى از علماء اين آيه بآية السيف منسوخ است به جهت آنكه متضمن اعراض است از ايشان و تخليه سبيل ايشان و نظير اينست قوله قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ الخ و نزد بعضى منسوخ نيست بلكه مراد وعيد است كقوله اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ * ( وَمِنْهُمْ ) * و از اهل شرك و در زاد المسير گفته كه از اهل يهود * ( مَنْ يَسْتَمِعُونَ ) * كسان هستند كه گوش فرا ميدارند * ( إِلَيْكَ ) * بسوى تو وقتى كه قرآن ميخوانى و امت را احكام شرع مىآموزانى تا استهزا كنند به آن * ( أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ ) * آيا تو ميشنوانى كران را يعنى كسانى كه در عدم انتفاع از سماع حق بمنزله كرانند * ( وَلَوْ كانُوا ) * و اگر چه هستند با وجود كرى * ( لا يَعْقِلُونَ ) * در نمييابند استفهام بر سبيل نفى است يعنى تو قادر نيستى بر اسماع كسانى كه با صمم ايشان عدم تعقل انضمام يافته مراد آنست كه اصم عاقل بطريق تفرس از طنين صوتى كه بصلاح و سداد هادى باشد فى الجمله استدلال ميتواند كرد چون سمع و عقل هر دو مفقود باشد باعتبار عدم استعمال هر دو در دريافتن حق پيداست كه حال بر چه وجه باشد * ( وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ ) * و از ايشان كس باشد كه نظر كند * ( إِلَيْكَ ) * بسوى تو و بر وجه طعن و تعنت دلايل نبوت و نشانهاى صدق ترا مشاهده نمايد و از غاية عناد چنان فرا نمايد كه هيچ چيز از آيات رسالت نديده * ( أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ ) * آيا تو راه مىنمايى كوران را يعنى آنان را كه در عدم انتفاع از مشاهده آيات مانند كورانند * ( وَلَوْ كانُوا ) * و اگر